چرا زمستان بدن سفتتر و ذهن تاریکتر میشود؟
. در سنت یوگا، زمستان زمان بازگشت به درون، بازسازی داخلی و نگه داشت انرژی است.
با شروع زمستان خیلیها شکایت میکنند:بدن سفتتر است، مفاصل دیرتر گرم میشوند، انگیزه کمتر میشود، تمرینها سختتر به نظر میرسند و ذهن گاهی سنگینتر و تیرهتر احساس میشود. این تجربه فقط «حالت روحی»نیست و فقط هم به خاطر سردی هوا نیست؛ پشت آن هم فیزیولوژی بدن قرار دارد و هم واکنشهای سیستم عصبی و هم حقیقتی که فلسفه یوگا سالها درباره آن حرف زده است: زمستان زمان فرورفتن به عمق است، نه فشار آوردن برای اوج گرفتن.
در هوای سرد، رگهای خونی محیطی کمی تنگتر میشوند تا گرمای بدن حفظ شود. این یعنی جریان خون به عضلات سطحی کاهش پیدا میکند و بدن زمان بیشتری نیاز دارد تا «گرم شود». عضلات سرد کشسانی کمتری دارند، مفاصل خشکتر احساس میشوند و دامنه حرکتی به شکل طبیعی محدودتر میشود.
از طرف دیگر، نور کمتر آفتاب باعث کاهش ترشح برخی هورمونها میشود که میتوانند بر انرژی و خلق تأثیر بگذارند. خواب ممکن است عمیقتر اما سنگینتر شود و بدن تمایل بیشتری به حالت صرفهجویی داشته باشد. ازنظر بیولوژیک، زمستان فصل «کاهش مصرف» و «حفظ انرژی» است، نه فصل انفجار انرژی.
کاهش نور، سبک زندگی بیشتر در خانه و سرمای محیط باعث میشوند سیستم عصبی تمایل بیشتری به حالت محافظهکار و درونگرا داشته باشد.بدن بهطور هوشمندانه وارد حالتی میشود که انرژی را نگه دارد و کمتر ریسک کند. نتیجه؟
احساس کندی
کمانگیزگی
درونگرایی بیشتر
حساسیت بالا به خستگی
اینها نشانه خرابی نیستند؛ نشانه سازگاریهستند. از نگاه علمی، بدن در حال تلاش برای محافظت از توست، نه عقب کشیدن تو از زندگی.
کاهش نور طبیعی میتواند بر ریتمهای شبانهروزی تأثیر بگذارد. همچنین وقتی بیرون کمتر حرکت میکنیم و بدن کمتر گرما تولید میکند،مغز هم کمتر وارد حالت «پرتحرک و پرانرژی» میشود. اگر خاطرات، احساسات یا خستگیهای قدیمی وجود داشته باشد، این سکون زمستان گاهی آنها را به سطح نزدیکتر میکند. شبیه ماه کامل در زمستان: چیزهایی که نمیخواستیم ببینیم، واضحتر میشوند. این تاریکی ذهنی همیشه نشانه بیماری نیست؛ گاهی نشانه عمیق شدن و مواجهه است.
یوگا بدن را بخشی از طبیعت میداند، نه چیزی جدا از آن. همانطور که زمین در زمستان به عمق میرود، گیاهان انرژیشان را به ریشهها میبرند و سطح زمین آرام میشود، بدن انسان هم طبیعی است که کمتر باز، کمتر شل و کمتر پرانرژی باشد. در سنت یوگا، زمستان زمان بازگشت به درون، بازسازی داخلی و نگه داشت انرژی است. حقیقت زمستان این است: قرار نیست مثل تابستان «باز» باشی. قرار است «حضور داشته باشی».
در این فصل، خیلیها با خودشان وارد جنگ میشوند:
چرا بدنم مثل قبل نیست؟
چرا تمرینم عقب افتاده؟
چرا نمیتوانم مثل تابستان پرانرژی باشم؟
اما فشار آوردن بیش از حد در زمستان معمولانتیجه معکوس دارد.
از نظر علمی، بدن در حالت حفاظت است؛ فشارزیاد میتواند باعث آسیبهای عضلانی و مفصلی، خستگی مزمن و فشار عصبی شود.
از نظر عصبی، وقتی خود را مجبور به عملکردبالا میکنی در حالی که بدن آمادگی ندارد، سیستم عصبی وارد حالت دفاع شدیدتر میشود.
از نظر فلسفه یوگا، مخالفت با فصل بدن یعنیمخالفت با حقیقت. یوگا دعوت به هماهنگی با ریتم زندگی است، نه رقابت با آن.
نه توقف کامل
نه فشار شدید
بلکه همراهی هوشمندانه با بدن.
گرم کردن طولانیتر، تمرینهای آهستهتر و عمیقتر، توجه بیشتر به تنفس، مهربانی بیشتر با خود و پذیرش اینکه زمستان قرار نیست مثل تابستان باشد.
زمستان فصل فرو رفتن است؛ مثل زمانی که روح و بدن به ریشههای خود برگردند. اگر بدن سفتتر و ذهن تاریکتر است، شاید نه برای اینکه چیزی خراب است، بلکه چون چیزی در حال صادقتر شدن است. بدن دارد زمستانش را زندگی میکند. و این، خود یک نوع حکمت است.
شما میتوانید از طریق پر کردن فرم یا تماس تلفنی با ما در ارتباط باشید.
