چرا فکهامون قفل شده؟
در یوگا، رهایی همیشه با زور اتفاق نمیافتد. گاهی فقط با آگاهی شروع میشود.
همه روزها برای «قهرمان بودن» ساخته نشدهاند.بعضی روزها انرژی آن قدر پایین است که حتی فکر کردن به باز کردن مت یا پوشیدن لباس ورزشی هم سنگین به نظر میرسد. در فرهنگ عمومی «سلامت»، معمولا تشویق میشویم که خودمان را به حرکت وادار کنیم؛ اما حقیقت این است که بدن همیشه به قدرت بیشتر نیاز ندارد،گاهی به نرمی، باز شدن فضا و اجازه داشتن نیاز دارد.
از دید علمی، روزهای کم انرژی اغلب نتیجه فشار سیستم عصبی، کمبود خواب باکیفیت، استرس مزمن، یا حتی خستگی ذهنی هستند. مغز، وقتی بیش از حد بار میگیرد، انرژی بدن را پس میکشد تا بقا را مدیریت کند. در چنین لحظاتی،تمرینهای سبک، بدون فشار و نزدیک به سیستم عصبی به بدن کمک میکنند دوباره به حالت تنظیم طبیعی بازگردد.
از دید فلسفه یوگا، این روزها لحظه شکست نیستند؛ بلکه لحظه صداقتاند. ساتیا، یا حقیقتگویی، فقط در مورد احساسات عمیق نیست؛درباره پذیرفتن این واقعیت هم هست که امروز ظرفیت من کمتر است. یوگا در اینجا تبدیل میشود به هنر همراهی با خود، نه مبارزه با خود.
در ادامه سه تمرین بسیار ساده، بدون لباس ورزشی، بدون مت و دقیقا همان جا روی تخت، برای روزهایی که انرژی صفر است پیشنهاد میشود.این تمرینها نه برای «عملکرد بهتر»، بلکه برای بازیابی ارتباط با بدن طراحی شدهاند.
به پشت دراز بکشید. دستها را روی شکم یا پهلوها بگذارید تا تماس بدنی حس امنیت ایجاد کند.
یک دقیقه فقط شاهد تنفس باشید، بدون تغییر.سپس آرام آرام سه مرحله توجه را تجربه کنید:
ابتدا توجه به شکم: دم نرم، بازدم آرام.اجازه دهید نفس کمی مایل به پایین و عمیقتر شود. این کار به بدن پیام «امنیت» میدهد و فعالیت سیستم عصبی آرام ساز را افزایش میدهد.
بعد توجه به قفسه سینه: حس کنید فضای تنفس کمی بازتر میشود، بدون اجبار.
در نهایت توجه به گلو و صورت: آیا میتوانم کمی از انقباضهای نامرئی را رها کنم؟
این تنفس به جای «بزرگتر کردن انرژی»،کیفیت انرژی را تنظیم میکند؛ مثل روشن کردن دوباره چراغهای کمنور، نه مجبور کردن آنها به درخشش شدید.
هنوز روی تخت، بدن را بدون بلند شدن وارد حرکتهای بسیار کوچک کنید. هدف «ورزش» نیست؛ ارتباط دوباره با بدن است.
چند پیشنهاد ساده:
چرخش بسیار نرم مچ پاها و مچ دستها
کمی کشش ملایم دستها بالای سر بدون فشار
حرکت آرام سر به راست و چپ، همراه با آگاهی به گردن
از نظر علمی، این حرکات کوچک جریان خون را کمی افزایش میدهند، گیرندههای حسی بدن را دوباره فعال میکنند و مغز پیام «من هنوز زنده و در ارتباط هستم» دریافت میکند. از نظر فلسفه یوگا، این همان اصل «آهیمسا»است: مهربانی با خود، حتی در حرکت.
گاهی حتی همین حرکات کوچک هم زیاد به نظر میرسند. در این صورت، فقط دراز بکشید و دستها را روی بدن بگذارید. به وزن بدن روی تخت توجه کنید. به خودتان جملهای بی قضاوتگر بگویید:
امروز ظرفیت من همین است، و همین کافی است.
این تمرین ساده از نظر ذهنی اهمیت زیادی دارد. تحقیقات نشان میدهد وقتی خود را به خاطر کم بودن انرژی سرزنش نمیکنیم، استرس فیزیولوژیک کاهش پیدا میکند و بدن فرصت واقعی برای ترمیم مییابد. در یوگا نیز پذیرش،مرحله لازم قبل از هر تغییر است.
کم انرژی بودن همیشه نشانه تنبلی نیست؛گاهی نشانه هوشمند بدن است.
تمرین سبک، اگر با آگاهی همراه باشد، میتواند عمیقتر از تمرین سخت اثر بگذارد.
یوگا فقط برای روزهای قوی نیست؛ شاید بیش از هرچیز برای همین روزهای شکننده ساخته شده است.
اگر امروز انرژی نداری، قرار نیست خودت را به نسخهای «پرنورتر» از خودت تبدیل کنی. کافی است حاضر بمانی. حاضر ماندن، حتی وقتی هیچ حرکتی نمیکنی، خودش یک عمل یوگایی عمیق است. اینگونه آرام آرام انرژی برنمیگردد چون مجبورش کردهای؛ برمیگردد چون اجازهاش دادهای.
شما میتوانید از طریق پر کردن فرم یا تماس تلفنی با ما در ارتباط باشید.
