یوگا درمان نیست — و این بهترین خبر دنیاست
وقتی یوگا از نقش «نجاتدهنده» آزاد میشود، میتواند دوباره تبدیل شود به یک تمرین زنده، انسانی، امن و واقعی.
سالهاست که یوگا به عنوان ابزاری برای آرامش، کاهش استرس و حتی بهبود سلامت معرفی میشود. بسیاری از ما به یوگا پناه میآوریم چون میخواهیم «حالمان بهتر شود». اما یک حقیقت مهم وجود دارد: یوگا درمان پزشکی یا روان درمانی نیست. و اتفاقاً همین موضوع ارزش یوگا را واقعیتر و عمیقتر میکند.
از نظر علمی، یوگا میتواند تنفس را آرامتر کند، سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کند، هورمونهای استرس را کاهش دهد و آگاهی بدنی را افزایش دهد. اینها اثراتی واقعی و مستند هستند. اما یوگا قرار نیست:
تشخیص بیماری بدهد
تجربههای تروما را پردازش کند
اختلالات روانی را درمان کند
یا جایگزین رواندرمانی و درمان تخصصی باشد
یوگا بیشتر یک «ظرف تجربه» است تا ابزار تحلیل. یوگا تو را با بدن، نفس و احساساتت روبهرو میکند، اما توضیح نمیدهد چرا این احساسات شکل گرفتهاند و چگونه باید بازسازی شوند. این همان جایی است که نقش رواندرمانی شروع میشود. درمانگر با علم، ساختار و مهارت وارد گذشته، الگوهای رفتاری و ذهنی میشود؛یوگا اما بیشتر به لحظه اکنون، حس زنده بودن و ارتباط با بدن توجه میکند.
یوگا میتواند بدن را از حالت “بقا و انقباض”به حالت “ایمنی و بودن” منتقل کند. این یعنی بدن یاد میگیرد احساس کند، نه اینکه فقط تحمل کند. یوگا آگاهی میسازد، نه تشخیص. زمین میدهد، نه تحلیل. امکان میدهد حسها و احساسات بدون سرکوب یا انفجار، به زبان بدن ابراز شوند.
این تفاوت، مرز سلامت است.
اینجا بخش حساس ماجراست. وقتی یوگا بیش از حد «درمانی» معرفی شود، چند خطر مهم ایجاد میشود:
مراجع به جای درمان تخصصی، فقط تمرین میکند و مشکل عمیقتر میشود.
مربی ناخواسته وارد نقش درمانگر میشود.
احساس گناه و شکست ایجاد میشود: «اگر یوگا میکردم باید خوب میشدم!»
مربی یوگا مسئول است:
بدن را امن نگه دارد
از ادعاهای درمانی اغراقآمیز پرهیز کند
هنگام دیدن نشانههای تروما یا بحران روانی،ارجاع بدهد
فضا را برای تجربه انسانی و بدون قضاوت فراهم کند
یوگای بالغ یعنی مربی بداند کجا توقف کند.
بلوغ تمرین یعنی بدانیم یوگا قرار نیست همه چیز را حل کند. نه برای دردهای وجودی، نه برای رنجهای عمیق روانی و نه برای زخمهای تجربه شده. یوگا بخشی از مسیر مراقبت از خود است، نه کل آن.
بلوغ تمرین یعنی:
بدن را بشنوم
اما اگر درد ادامه داشت، به پزشک مراجعهکنم
احساسات را ببینم
اما اگر overwhelmشدم، با درمانگر کار کنم
یوگا کنم
اما از جهان واقعی درمان جدا نشوم
از نگاه فلسفه یوگا نیز، رنج بخشی از تجربه انسانی است و یوگا قرار نیست آن را حذف کند؛ بلکه به ما کمک میکند رابطهمان را با رنج تغییر دهیم. این بسیار بالغتر و انسانی تر از وعده درمان قطعی است.
چون بار مسئولیت برداشته میشود. یوگا مجبور نیست معجزه باشد. قرار نیست همه چیز را درست کند. یوگا همان چیزی میماند که هست:
یک تمرین حضور
یک زبان برای بدن
یک راه برای آرامتر شدن سیستم عصبی
یک مسیر برای دیدن حقیقت درونی
و وقتی یوگا از نقش «نجاتدهنده» آزاد میشود،میتواند دوباره تبدیل شود به یک تمرین زنده، انسانی، امن و واقعی.
یوگا درمان نیست — اما میتواند همراه تو در مسیر درمان باشد.
و همین کافی است.
شما میتوانید از طریق پر کردن فرم یا تماس تلفنی با ما در ارتباط باشید.
