چرا فکهامون قفل شده؟
در یوگا، رهایی همیشه با زور اتفاق نمیافتد. گاهی فقط با آگاهی شروع میشود.
اخیراً اگر به صورت آدمها نگاه کنی،
چیزی ظریف میبینی.
لبها بستهترند.
خط فک سفتتر است.
دندانها بیشتر به هم فشار داده میشوند.
خیلیها حتی متوجه نیستند.
تا وقتی که سردرد میگیرند.
یا گردنشان تیر میکشد.
یا شانهها بالا ماندهاند، انگار منتظر اتفاقیاند.
این فقط یک عادت بد نیست.
این تنش جمعی است.
در یوگا میگوییم بدن جایی است که تجربه ذخیره میشود.
هر احساسی که کامل ابراز نشود،
جایی در بافتها مینشیند.
فک یکی از آن جاهای محبوب است.
چرا؟
چون فک به «گفتن» و «نگفتن» وصل است.
به خشم فروخورده.
به نگرانیای که نمیخواهیم نشان دهیم.
به تلاشی که برای کنترل اوضاع میکنیم.
از نظر عصبی هم بیدلیل نیست.
عضلات فک با شبکهای از اعصاب به گردن و شانه متصلاند.
وقتی سیستم عصبی در حالت آمادهباش میرود،
این ناحیه سریع منقبض میشود.
بدن دارد میگوید:
«باید محکم بایستم.»
اما اگر این ایستادن طولانی شود،
به قفل تبدیل میشود.
الان که این را میخوانی:
آیا دندانهایت به هم چسبیدهاند؟
آیا زبانت به سقف دهان چسبیده؟
آیا شانهها کمی بالا آمدهاند؟
اگر جواب بله است،
تو خراب نیستی.
بدنت دارد از تو محافظت میکند.
فقط شاید دیگر لازم نیست این قدر سفت باشد.
این تمرین را نشسته هم میشود انجام داد.
دو دقیقه زمان میخواهد.
لبها را ببند،
اما اجازه بده دندانها از هم فاصله بگیرند.
نوک زبان را آرام پشت دندانهای پایین بگذار.
سه نفس آهسته بکش.
بعد دهان را کمی باز کن
و با بازدم، یک صدای آه کوتاه بیرون بده.
بینمایش.
بیاغراق.
صدا لرزش را آزاد میکند.
سر را خیلی آرام به راست متمایل کن.
نه کشیدن شدید.
فقط وزن.
سه نفس.
برگرد وسط.
سمت چپ.
گردن نیاز به خشونت ندارد.
نیاز به اجازه دارد.
شانهها را تا گوش بالا بیاور.
نگه دار…
و با بازدم رها کن.
سه بار.
بار سوم، بعد از رها کردن،
اجازه بده بازوها سنگین شوند.
---
در یوگا، رهایی همیشه با زور اتفاق نمیافتد.
گاهی فقط با آگاهی شروع میشود.
فک ما این روزها قفل شده
چون فشار زیاد است.
اما لازم نیست تمام فشار جهان
در عضلات صورت ما نگه داشته شود.
هر بار که متوجه انقباض شدی،
همان لحظه فرصت است.
نه برای اصلاح خودت.
برای نرمتر شدن.
بدن اگر کمی نرم شود،
نفس هم جا باز میکند.
شما میتوانید از طریق پر کردن فرم یا تماس تلفنی با ما در ارتباط باشید.
