چطور خبر بخوریم بدون اینکه خورده بشیم؟
با مرز. با ریتم. با توجه به بدن. اگر بدن بماند، توان ماندن هم میماند.
این روزها خبرها تمام نمیشوند.
یکی تمام نشده، بعدی میآید.
صفحه را میبندی،
اما ذهن بسته نمیشود.
آدم فکر میکند فقط دارد «مطلع» میماند.
اما بدن چیز دیگری تجربه میکند.
تپش.
انقباض.
بیخوابی.
این ضعف نیست.
این فیزیولوژی است.
خیلیها میگویند:
«نمیتوانم نبینم.»
«باید در جریان باشم.»
«اگر نخوانم، انگار بیتفاوتام.»
اما همزمان:
زودتر تحریک میشوند.
تمرکزشان کمتر شده.
شبها سختتر میخوابند.
بدن زیر بار اطلاعاتی است که قرار نیست هضم کند.
سیستم عصبی ما قدیمیتر از اینترنت است.
برای بدن، تصویر، صدا و روایتِ خطر
میتواند شبیه خودِ خطر باشد.
وقتی خبر تهدیدآمیز میخوانی:
بدن آدرنالین ترشح میکند.
عضلات آماده میشوند.
نفس کوتاه میشود.
اما تو روی مبل نشستهای.
انرژی دفاع فعال شده،
بدون اینکه جایی برای تخلیه داشته باشد.
اگر این چرخه چند بار در روز تکرار شود،
سیستم عصبی در حالت آمادهباش میماند.
خستگیای که حس میکنی
فقط ذهنی نیست.
عصبی است.
قرار نیست خبر نبینی.
قرار نیست چشم ببندی.
اما میتوانی چارچوب داشته باشی.
به جای مصرف پراکنده در طول روز،
یک یا دو «پنجره مشخص» تعیین کن.
مثلاً:
۲۰ دقیقه صبح.
۲۰ دقیقه عصر.
خارج از این زمانها،
اگر وسوسه شدی،
به خودت بگو:
«زمانش نرسیده.»
این کار ساده است.
اما سیستم عصبی را از آمادهباش دائمی نجات میدهد.
حداقل یک ساعت قبل از خواب،
هیچ خبر و شبکهای باز نکن.
نه برای اخلاق.
برای خواب.
بدن برای ورود به خواب عمیق
نیاز به حس نسبیِ امنیت دارد.
خبرِ خطر قبل از خواب،
بدن را در وضعیت نگهبانی نگه میدارد.
و بعد میگویی:
«چرا خوابم نمیبرد؟»
هر بار خبر سنگینی دیدی:
گوشی را زمین بگذار.
هر دو پا را روی زمین حس کن.
سه نفس آهسته بکش.
و از خودت بپرس:
الان من اینجا امنم؟
اگر جواب «بله» است،
بگذار بدنت آن را بفهمد.
شانهها را کمی تکان بده.
گردن را بچرخان.
فک را شل کن.
این کار کوچک،
پیام پایان خطر را به سیستم عصبی میدهد.
چیزی که مهم است
مطلع بودن مهم است.
اما فرسوده شدن لازم نیست.
تو قرار نیست همهچیز را تحمل کنی
تا انسان مسئولتری باشی.
با مرز.
با ریتم.
با توجه به بدن.
اگر بدن بماند،
توان ماندن هم میماند.
شما میتوانید از طریق پر کردن فرم یا تماس تلفنی با ما در ارتباط باشید.
